هدف امام حسین از قیام بر علیه یزید و حکومت یزید
قیام امام حسین (ع)
آن حكومتی كه امام حسين (ع) می خواست:
آن حكومت ديني كه حسين(ع) ميخواست دوباره اقامه شود، حكومتي بود كه در آن علي (ع) مصقلة بن هبيره را كه از كارگزاران خويش بود، به جرم قوم و خويش بازي در حكومت، گوشمالي داد. و با علا بن زياد، يكي ديگر از مسئولين ،كه خانه اي اشرافي براي خود ساخت، برخورد كرد. حكومتي كه وقتي منذر بن جارود، پارتي بازي كرد، حضرت او را كوبيد. حكومتي كه وقتي عبدالله بن زمعه، سهم اضافي از اموال عموم و بيت المال براي خود خواست، حضرت امير (ع) او را پيش چشم مردم، تحقير كرد.
حكومتي كه وقتي عثمان بن حنيف، حاكم بصره، در ميهماني سرمايه دارها شركت كرد و فقط در ميهماني شركت كرد و بر سفره آنها نشست، او را به شدت توبيخ كرد.
حكومتي كه وقتي ابن عباس، پسر عموي خود علي (ع)، در حاكميت، خطا كرد، او را در هم كوبيد و گفت: «به خدا سوگند، با شمشيري تو را خواهم زد كه هر كس را با اين شمشير زدم، به جهنم رفت.» حكومتي كه آهن گداخته به دست برادرش عقيل نزديك كرد، چون سهم اضافي از بيت المال مي خواست.
حكومتي كه ابوالاسود دوئلي را كه از اصحاب خوب علي (ع) و آدم صالح و شريفي بود، از قضاوت عزل كرد؛ چون صدايش را در جلسه دادگاه بلند كرده بود.
حكومتي كه حسين (ع) به خاطر آن شهيد شد، حكومتي بود كه اهل سازش و سستي نباشد. حضرت امير (ع) فرمودند: «كساني مي توانند حكومت ديني واقعي تشكيل بدهند كه اهل مداهنه و سازشكاري و مصانعه و رياكاري نباشند، نترسند؛ كساني كه محافظهكار نباشند». آري فقط اينان ميتوانند. حكومتي كه وقتي ابن حرمه ( ناظر مالي بازار اهواز ) دزدي كرد، رشوه گرفت و اختلاس كرد، حضرت امير (ع) او را به زندان انداخت و دستور داد او را به انفرادي بردند و فرمود او را در نماز جمعه و جلوي چشم مردم، شلاق بزنيد.
|
|
حكومتي كه امام حسين (ع) ميخواست احياء كند. حكومتي كه خودش و مردم قبلاً تجربه كرده بودند و در عاشورا به خاطر همان اصول كشته شد.
حكومتي كه وقتي شخص اول آن در كوفه، روز عيد قربان، دخترش امكلثوم را ديد كه گردنبند مرواريد بسته، با نگاه خود به او اعتراض كرد كه اين چيست كه بستهاي؟ امكلثوم گفت: اين را براي سه روز از بيت المال عاريه و امانت گرفتهام و با اجازهي مسئول بيت المال، بوده و ضمان مالياش هم بر عهدهي من است. يعني كار قانوني كردهام و عاريه است. ابن رافع، مسئول بيت المال هم آمد و از امكلثوم، دفاع و او را تاييد كرد و به حضرت گفت: «دخترت خلاف نكرده و من در جريان هستم و كار او قانوني بودهاست.» حضرت رو كرد به دخترش امكلثوم و گفت: «يا بنت علي ابي طالب، لا تذهبن بنفسك عن الحق.»؛ اي دختر علي، بحث نكن و بهانه نتراش تا حق را زير پا بگذاري. خواهش مي كنم به دقت توجه كنيد كه خيلي جمله عجيبي است. حضرت امير از دخترش ميپرسد: «اكل نساء المهاجرين تتزين بمثل هذا لعيد؟»؛ آيا همهي دختران و زنان شهر در روز عيد قربان ميتوانند چنين گردنبندي را كه تو بستهاي، ببندند؟» حتي اگر تو از راه قانوني خارج نشده باشي، آيا همهي دختران اين جامعه ميتوانند چنين گردنبندي ببندند؟ گفت: «نه.» فرمود: «تو دختر خليفهاي. پس تو هم حق نداري اين گردنبند را ببندي. شما وقتي حق داشتن چنين گردن بندي را داری كه همهي دختران و زنان اين شهر چنين امكاناتي داشتهباشند؛ چون فرزند مسئولين حكومت اسلامي هستيد.»
حكومتي كه امام حسين (ع) به دنبال آن بود، حكومتي بود كه در آن بشود حاكمان را نهي از منكر كرد. حكومتي كه حضرت امير (ع) فرمود: «فهو خائن.»؛ يعني كساني كه كار را نميشناسند ولي مسئوليت قبول ميكنند، خائن هستند. حكومتي كه فرمود: «انما الوالي بشر.» حاكمان، بشرند و مثل همهي بشرها در معرض خطرند و بايد مراقب خودشان باشند.
حكومتي كه سطح زندگي مسئولين آن در حد متوسط مردم به پايين باشد. نبايد خانههاي آنها در منطقهي بالاي شهر باشد و در كنار اشراف زندگي بكنند.
|
|
در برابر اين ايده، امويها، عباسيها دنبال حكومتي به ظاهر ديني بودند كه كسب و حفظ قدرت به هر قيمت را تعقيب ميكرند و نزد آنان، نگاه غير ارزشي و غير ايدئولوژيك به حكومت و سياست، اصالت داشت و صرفاً دنبال مسابقه قدرت و دنياپرستي بودند.
اين است حكومتي كه حسين بن علي (ع) براي تشكيل آن شهيد شد.
با سلام به محضر مقدس آقا امام زمان(عج) و همه شما دوستداران راستین حضرتش.پایگاه 14 وبلاگی است که یادآور رشادتهای بزرگ مردان هشت سال دفاع مقدس و همچنین ادامه دهنده هدف بلند پایه این عزیزان میباشد .